http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/69/206184/00001.JPG
http://mashhadtakhfif.ir/ daily http://mashhadtakhfif." /> مشهد تخفیف بزینس - کسب و کار در مشهد - 313 مهدیار
منوی اصلی
مشهد تخفیف بزینس - کسب و کار در مشهد
معرفی امکانات خوب مشهد با تخفیف - mashhad7.ir ... راهنمای خدمات: " 09396873494 "

سپاه امام مهدی


2- از امام صادق علیه السلام پرسیدند:
«کم یخرج مع القائم؟ فانهم یقولون: انه یخرج معه مثل عدة أهل بدر، ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا.»

فقال علیه السلام: «ما یخرج الا فی أولی قوة و منا یکون أولو قوة أقل من عشرة الآف.»
[2]
.
یعنی: «به هنگام ظهور امام مهدی علیه السلام چند نفر با او همراه خواهند بود؟ برخی می گویند: با 313 نفر به شمار یاران پیامبر در بدر ظهور می کند.»
حضرت فرمود: «او از مکه با نیروی بسیاری خارج می شود و نیروی بسیار، کمتر از ده هزار نفر نخواهند بود.»
در مورد واژه ی «حلقه»، در منابعی که نزد ما موجود است تنها این موضوع آمده است که عبارت است از: ده هزار نفر. اما به نظر می رسد که منظور از «حلقه» و «عقد» -که به مفهوم آن است و در برخی دیگر از روایات آمده است- لشکر گران و جمعیت بسیاری است که از ایمان کامل و تزلزل ناپذیر و آگاهی بسیار بهره ورند.
آنان از ارتش امام عصر علیه السلام محسوب می شوند، اما امتیازات و ویژگیهای 313 نفر یاران اصلی امام را ندارند جز اینکه در مکه به آن پیشوای نجاتبخش می پیوندند و زیر پرچم او قرار می گیرند.
آری! امام مهدی علیه السلام از مکه با این شمارا از فداکاران آگاه و باایمان خارج می گردد اما روشن است که در مسیر کوفه و در مدت اقامت آن حضرت در کوفه، میلوینها انسان شیفته ی حق و عدالت به او می پیوندند و دست بیعت به آن گرامی می دهند.
بنابراین ما نمی توانیم آمار عظیم ارتش گران و یاران بی شمار و آگاه و باایمان آن حضرت را در نظر بگیریم، اما همین مقدار می توانیم بگوییم که هر انسانی که بدان پیشوی بزرگ هدایت و نجات، ایمان آورد و توان به دوش کشیدن سلاح را داشته باشد، او از افراد ارتش مهدی علیه السلام است و هنگامی که فرماندهی کل، فرمان قیام و بسیج عمومی دهد، تمامی قشرها و توده های مردم در هر سن و سال و هر سطح و شرایطی، در پاسخگویی به ندای ملکوتی آن حضرت و انجام دستورات او بر
یکدیگر سبقت می گیرند و آن را مسابقه ی در نیکیها می شمارند که ما در این مورد در آینده نیز بحث خواهیم داشت.

[1] بحار، ج 52، ص 307 و معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 3، ص 295.
[2]
بحارالانوار، ج 52، ص 323 و اکمال الدین، ج 2، ص 654 و معجم احادیث الامام المهدی 7، ج 3، ص 295.

قصه1 کتاب تشرف شیخ علی حلاوی

خطیب دانشمند و عالم پرهیزگار، مرحوم شیخ علی‌اكبر نهاوندی در جلد دوم (عبقری الحسان) از عالم ربانی، مرحوم حجت‌الاسلام آقا سید‌علی‌اكبر موسوی‌خوئی نقل کرده اند ،

زمانی از نجف اشرف برای انجام كاربه حِلِّه سفیه رفتم. هنگام عبور از بازار آن ، چشمم به قبّة مسجد مانندی افتاد كه بر سر در آن زیارت كوتاهی از حضرت صاحب الزمان نوشته شده بود که: هذا مقام صاحب الزمان. مردم آن سامان از دور و نزدیك به زیارت آن مكانِ می‌آمدند و با دعا و تضرّع و زاری به ساحت قدس باری‌تعالی توسّل و تقرّب می‌جستند. من از اهالی حلّه علت نامگذاری آن مكان را به مقام صاحب‌الزمان جویا شدم. همگی به اتفاق آرا گفتند:

این مكان، خانة مردی عالم به نام شیخ علی حلاوی بوده كه همیشه در انتظار ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام به سر می‌برده است. او پیوسته نسبت به امام زمان علیه‌السلام عتاب و خطاب می‌كرد و می گفت چرا با وجود این همه مخلص و عالم و منتظران ظهور نمی‌فرمایید تا دنیا را پر از قسط و عدل نمایید؟ تا آن كه روزی شیخ علی با همان حال سر به بیابان نهاد و همین سخنان را آغاز كرد كه ناگهان دید شخصی در هیأت عربی بَدَوی نزد او حاضر است و به او فرمود: جناب شیخ، به كه این همه عتاب‌ و خطاب‌ می‌نمایی؟ عرض كرد: خطابم به حجّت وقت و امام زمان علیه‌السلام است كه با وجود این همه مخلص و ارادتمندی كه در این عصر دارد چرا ظهور نمی‌كند در حالی كه فقط بیش از 1000 نفر از محبان و یاران حضرت در حلّه هستند.

آقا فرمودند: ای شیخ، صاحب‌الزمان من هستم.! مطلب این گونه نیست كه تو فكر كرده‌ای! اگر 313 نفر اصحاب من موجود بودند، ظاهر می‌شدم. در شهر حله كه می‌گویی بیش از 1000 نفر مخلص واقعی دارم، جز تو و فلان شخص قصاب، كسی دوست با اخلاص من نیست. حال اگر می‌خواهی صورت واقع برایت روشن شود، برو مخلصین مرا كه می‌شناسی، در شب جمعه به منزلت دعوت كن و در صحن حیاط، مجلسی آماده ساز. فلان قصاب را هم دعوت كن و دو بزغاله روی بام خانه‌ات ببند. آن‌گاه منتظر ورود من باش تا آگاهت كنم كه اشتباه نموده‌ای. چون فرمایشات حضرت به پایان رسید، امام از نظر شیخ غایب شدند.

شیخ علی حلّاوی،. نزد قصّاب رفت و قضیه را با او در میان گذاشت. آن دو با كمك یكدیگر 40 نفر را از بین 1000 نفری كه از منتظران حقیقی صاحب الزمانی‌پنداشتند انتخاب كردند و دعوت نمودند تا به لقای امام عصر علیه‌السلام مشرف شوند.

شب جمعة موعود فرا رسید منتظران آمدند و در صحن حیاط خانه شیخ علی حلاوی نشستند. همه با وضو، رو به قبله، در حال ذكر و صلوات و دعا در انتظار قدوم قائم منتظر علیه‌السلام لحظه‌شماری می‌كردند . چون پاسی از شب گذشت، به ناگاه همگی دیدند نور با عظمت و درخشانی ، در آسمان ظاهر شد و تمام آفاق را روشن ساخت. سپس آن نور به طرف خانة شیخ علی آمد تا آن كه بر پشت بام منزل قرار گرفت و فرود آمد. دقایقی بیش نگذشت كه صدایی از پشت‌بام، آن مرد قصاب را فرا خواند. مرد قصاب امتثال امر كرده، برخاست و روی بام رفت و به خدمت حضرت شرفیاب شد.

پس از چند لحظه‌ امام به او فرمودند: یكی از این دو بزغاله را نزدیك ناودان ذبح كن، به طوری كه تمام خونش از ناودان سرازیر گردد و در صحن خانه جاری شود. مرد قصاب فرمان امام را اطاعت كرد. وقتی خون‌ها در حیاط جاری شد، آن 40 نفر گمان كردند كه حضرت مهدی علیه‌السلام مرد قصاب را گردن زده و این خون اوست كه از ناودان فرو می‌ریزد. پس از اندكی صدایی از پشت‌بام به گوش رسید و شیخ علی حلّاوی را احضار فرمود. شیخ برخاست و خود را به روی بام رساند، دید مرد قصاب سالم و سلامت روی بام در محضر امام ایستاده، امّا یكی از دو بزغاله را سر بریدند.در این هنگام، قصاب به امر حضرت بزغالة دوّم را نیز نزدیك ناودان سر برید و بار دوم خون از ناودان به میان حیاط سرازیر شد.

وقتی آن 40 نفر دوباره خون تازه را در صحن منزل جاری دیدند، گمانشان تبدیل به یقین شد و همگی قطع پیدا كردند كه حجت ‌بن ‌الحسن مرد قصاب و شیخ علی حلاوی را به قتل رسانده و زود است كه نوبت یك یك آنها فرا رسد و ملاقات با امام زمان علیه‌السلام به قیمت جانشان تمام شود. از این رو بی‌درنگ از جا برخاستند و از منزل شیخ علی حلّاوی گریختند. سپس حضرت رو به شیخ علی كرده، فرمودند: اینك به میان حیاط برو و به آنان بگو كه به روی پشت‌بام بیایند تا با من دیدار كنند. شیخ علی از بام به زیر آمد و هنگامی كه به صحن حیاط رسید، حتی یك نفر از آن 40 برگزیده را ندید و دانست كه همه فرار كرده‌اند.

حضرت فرمودند: ای شیخ، دیگر آن همه با من عتاب و خطاب نكن! این شهر حله بود كه می‌گفتی بیش از 1000 نفر از یاران و مخلصان ما فقط در این شهر هستند. پس چه شد كه بین آن دوستان انتخاب‌شده، كسی جز تو و این مرد قصاب باقی نمانده است؟! اینك سایر جاها را نیز به همین گونه قیاس كن! این جمله را فرمود و از نظر آن دو ناپدید گشت. پس از این ماجرا شیخ علی حلّاوی آن بقعه را مرمت كرد و به «مقام صاحب‌الزمان» موسوم نمود.

 

 

 

سرور مجازی ایران فروشگاه ساز دارالترجمه رسمی
عکس کمک به زلزله‌زدگان غرب کشور|خیریه و کمک رسانی|تهران|دیوار - تصویر 0
شامگاه ۲۱ آبان ، زمین در غرب ایران لرزید و وطن داغدار شد. مشهد تخفیف هم‌درد و همراه بازماندگان این مصیبت بزرگ است.
جمعیت هلال احمر در پی وقوع زمین لرزه آماده‌ی دریافت کلیه‌ی کمک‌های نقدی و غیرنقدی ماست. در همین راستا شماره حساب 99999 به نام هلال احمر نزد بانک‌های ملی، ملت، صادرات، رفاه،‌ مسکن،‌ دی، تجارت،‌ سپه، پارسیان، شهر،‌ آینده و رسالت و همچنین کدهای #112*3*741* به همراه شماره کارت 6104337770064606 برای دریافت و ارسال کمک های نقدی به زلزله زدگان استان کرمانشاه اعلام شده‌است.
اطلاعات بیشتر را در این لینک مشاهده کنید.

http://www.rcs.ir/index.jsp?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=144&newsview=102927


زیبایی مه تارخ
فرصتی برای عروس خانم ها
خدمات تخصصی عروس به همراه لباس عروس
این مرکز ............... در مشهد جزو بهترین هاست . این آرایشگاه همه چیزش زیباست، حتی خیابانی که داخل آن قرار دارد. آرایشگران این مرکز در کار خود بهترینند و موهایتان را درست مطابق چهره تان درست می کنند، بدون ذره ای خطا. مهارت، دانش و عشق به کار کارکنانش. حتی سختگیرترین مشتریان را راضی به خانه می فرستد. تجهیزات پیشرفته اش هم جای هیچ بحثی را باقی نمی گذارد.
خدمات آرایش عروس بمدت یکماه : 350 تومان
لباس عروس : 350 تومان
اصلاح ابرو : 5 تومان
شماره رزرو : 37657332
09395124394-09357450939
مشهد - بلوار سجاد، بزرگمهر جنوبی 12/1 خیابان جامی پلاک 16
برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک نمایید...زیبایی مه تارخ